تماس با ما
ما اینجا هستیم تا به سوالات شما پاسخ دهیم و در کنار شما باشیم

سلام، من ابولم
من ابولم، در واقع اسمم ابوالفضل هست و به ابول معروفم. نیشابور به دنیا اومدم و در کوچه باغهاش زندگی گذروندیم تا رسیدیم به دنیای بزرگسالی و با خیالهای سر به فلک کشیده راهی تهران شدم و رفتم دانشگاه شریف و ریاضی محض رو دنبال کردم، از قضا با همهی علاقهای که بود، گذروندن زندگی در مسیر ریاضی پیش نرفت و رفتیم توی دنیای تکنولوژی و کامپیوتر.
مسیر جالبی بود، اما همیشه یه چیزی ته دلم قلقلکم میداد و علاقه داشت به ساختن. یکی دوباری هم تلاشهای ناموفق داشتم. حالا این قلقلکِ ساختن همراه شده با اصل خویش و رویای آبادانی و همزیستیِ زیبای هستی. اینه که الان اینجام و میخوام برم دنبال ماجراجوییهای جدید.
سلام، من مریمم
من مریمام. ریشههام از دل کشتزارهای شمال قد میکشه؛ از میون شالیزارهایی که رنگ طلایی برنج با سبزیِ بینهایت و آبیِ آسمون چنان به هم گره میخوره که انگار دنیا فقط همین سه رنگ ساده بود و بس.
تهران به دنیا اومدم و بزرگ شدم، اما خاطرات کودکیام هنوز خودش رو در لابهلای بازیهای خاک و آب، در برق سنجاقکها و نور کرمهای شبتاب، و در بوی برنج مزرعهی پدر بزرگ پنهان کرده. همونها که وقتی چشمهام رو میبندم دوباره زنده میشن که همیشه به یادم میارن در این جهان شلوغ، دلم تماشا میخواد… برای خلق کردن. روانشناسی خوندم؛ شاید فکر میکردم در عمارتهای روان بشه پناهگاهی ساخت، جایی که بشه نشست و جهان رو همانطور که هست ، نگاه کرد. جوری که سهراب میگه: قرن ما، قرن حرف های بریده و فریادهای نارس است
تماشای سیب وقت میخواد و تماشا با شتاب زندگی ما ناسازگاره
اما این وسوسهی نگاه کردن، آروم آروم من رو از همون عمارتها کشید به دل دنیای کسبوکار؛ به میانهی آدمها، به میدان دیدن و شنیدنشون.هرچی بیشتر قصهی آدمیزاد رو شنیدم ته ذهنام بیشتر قلقلک میخورد برای ساختن تنفسگاه، شبیه همون حسِ زیستن در خاکِ نمخوردهی شمال و برگردوندن کرمهای شبتاب به تاریکی شب.
از آن وقت تا امروز، خیرهام به این معما که در نهایت چه میمانَد از عاشقان بیمخاطب؟ و شاید حالا، در بستر خوابهای جهان با طبیعت قدم برمیدارم و جهان روقصه میکنم و قصهها رو زندگی وشاید بوم چرخه همون تنفسگاهیه که دنبالش بودم

اطلاعات تماس
تلفن
۰۹۳۳۲۴۰۳۱۰۲
ایمیل
boomcharkhe@gmail.com
آدرس
نیشابور، خراسان رضوی، ایران